تبليغات|طراحی سایتX
دانستنیها

دانستنیها

ارسال برای دیگران


امـروزه هـمـه چـیـز بـا سرعت شگفت انگیزی در حال حـركت است. از آنجا كه مردم این روزها با كمبود وقت مـواجه هستـنـد، فـقـط چـیـزهـایـی كه به چشممان میخورد توجه ما را به خود جلب میكـند.این چیزها تبلیغات،جـلد مـجلات و روزنامه ها، بسته بندی محصولات و البته آدم ها هستند.

چـون خیلی مشغول هستیم و سرمان شلوغ است،ظاهر مسائل اهمیت بیشتری پیدا میكند. این روزهابر خلاف گذشته فقط ظاهر افراد است كه اولین و آخرین تاثیر را روی ما می گذارد و نشان دهنده ی رفتار و شحصیت افراد است. در محیط كاری این مسئله بیش از آنچه فكر می كنید اهمیت پیدا می كند.

اهمیت خوش تیپ بودن

داشتن ظاهری خوب در محل كار اهمیت زیادی دارد و باعث می شود دیگران شما را جدی تر تلقی كنند. ربطی هم به سن و سال ندارد. چه پیر باشید و چه جوان، رعایت این موضوع به نفعتان است.

اگر باور نمی كنید، دو دفعه به بانك بروید، یكبار با ظاهری معمولی و متوسط و بار دیگر با ظاهری خوشایند، و تغییر نحوه ی برخورد افراد را با خود ببینید.

خوب لباس پوشیدن باعث می شود كه در اولین برخورد روی افراد تاثیری مثبت بگذارید. بهتر است كه در مواقع روبه رو شدن با ارباب رجوع یا افراد جدید در شركت این مسئله را رعایت كنید.

ظاهر خوب پیام دیگری نیز در خود دارد. خوب لباس پوشیدن در محل كار به دیگران این تفكر را می دهد كه شما همانطور كه در لباس پوشیدنتان دقیق و وسواسی هستید، در كار نیز منظم و دقیق هستید.

هر محل كاری بر حسب محیط خود مدل لباس پوشیدن خاص خود را می طلبد. حتی در یك شركت هم، افراد در پست های مختلف باید لباسهای مناسب پست خود را تن كنند. مسلماً مدیرعامل باید خیلی بهتر از كارمند ساده لباس بپوشد.

اما مدتی است كه لباس پوشیدن در محل كار بیشتر برحسب راحتی لباس انتخاب می شود. از وقتی كه مدیران شركت ها دریافتند كه كارمندان در لباسهای راحت بهتر از لباسهای رسمی و شق و رق می توانند كار كنند و بازده كار بالاتر می رود، این مسئله باب شد.

ابتدا لباس كار راحت و غیر رسمی، یك پیرهن همراه با شلوار با یك كت اسپرت بود. بعد ها این لباس به یك بلوز اسپرت و جین یا شلوار اسپرت تغییر كرد. تا اینكه به آنچه امروزه در بسیاری از شركت ها می بینیم تبدیل شد: تی-شرت و شلوار جین .

این روزها دیگر لباس راحتی پوشیدن در محل كار هر 5 روز كاری اول هفته به شكل عادت درآمده است اما در دو روز بعدی (معمولاً چهارشنبه و پنجشنبه) كاركنان مجبور هستند كه خوب لباس بپوشند.

اما چنین لباس پوشیدنی مشكلاتی را هم به دنبال خواهد داشت. كاركنان ممكن است جدیت كمتری در كار خود نشان دهند و روابط كاری ممكن است بر هم بخورد.

وقتش است كه باز خوب لباس بپوشید

در اینجا می خواهیم سه مدل فرم لباس كار را برایتان معرفی كنیم:

1- لباس راحتی: این نوع فرم لباس معمولاً یك پیرهن بدون كراوات با جین یا انواع شلوارهای راحت می باشد. در چنین محیط هایی معمولاً پوشیدن تی-شرت و شلوار جین یا سندل صحیح نمی باشد، هرچند كه در بسیاری از محیط های جوان تر و صمیمانه تر پوشیده می شود.

2- نیمه رسمی: پیراهن خوشدوخت با كراوات همراه با شلواری خوش جنس با كت اسپرت.

3- رسمی: كت و شلواری دست دوخت همراه با پیرهن و كراوات هماهنگ با آن. ترجیحاً با پارچه ی راه راه باریك استفاده شود. استفاده از جلیقه هم زیر كت بسیار خوب است.

نكاتی دیگر:

درست است كه می توانید بدون صرف میزان زیادی پول، خوشتیپ جلوه كنید، اما در مورد لباس كار بهتر است كه خساست به خرج ندهید. همیشه به یاد داشته باشید: برای پول درآوردن باید پول خرج كنید.

در اینجا به نكاتی اشاره می كنیم كه باید همیشه به خاطر داشته باشید:

تعداد زیادی پیراهن های شیك و خوش دوخت داشته باشید. این به شما كمك میكند كه در نبود كت و شلوار هنوز خوشتیپی خود را حفظ كرده و همینطور هنگام استفاده از كت و شلوار، جلوه ی خوبی پیدا كنید. ولی موقع ست كردن پیراهن با كت و شلوارتان خیلی دقت كنید.

از زیورآلات زیاد استفاده نكنید. یك ساعت و حلقه كفایت می كند.

سعی كنید از نوك سر تا پنجه پا خود را زیبا كنید. موهایتان را همیشه تمییز نگاه دارید. ناخن هایتان را هم همیشه تمیز و كوتاه كنید. از عطر و ادوكلن استفاده كنید.

كفشهایتان را تمیز نگاه دارید. همیشه گفته اند كه كفش نشاندهنده ی شخصیت افراد است.

در زدن گره ی كراواتتان دقت كنید.

در انتخاب لوازم فرعی مثل كیف و خودكار و كیف پولتان دقت كنید كه حتماً با كیفیت بالا و زیبا باشند.

سعی كنید همیشه یك درجه بالاتر از همكارانتان لباس بپوشید. اینطور در محیط كار بیشتر جلوه خواهید كرد.

به چشم بیایید

پوشیدن لباسهای راحتی هنگام كار بیشتر به این منظور بوده است كه كارمندان در هنگام انجام كارها احساس راحتی كنند. اما این مسئله تا حدودی ایجاد مشكل كرده است. دیگر وقتش رسیده است كه پوشیدن شلوار جین را كنار گذاشته و كمی موقرتر و رسمی تر در محل كار لباس بپوشید تا همیشه بین همكارانتان به چشم بیایید !

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:49 + نظر(3)
ارسال برای دیگران



آيا از ديدارهايي كـه مـنجر به برقـراري رابـطه نگرديده اند
خـستـه شـده ايد؟ آيـا از بـرخـورد با مـردانـي كـه آشـكـارا
آمـادگـي سرسـپردن در عشـق را نـدارند، نا اميد
گشته ايد؟

اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد
و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن
است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبت
بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش
با پنج اشتباه متداول زنان در بازي عـشق آشنا ميشويد.
اگر بـرخـي از ايـن دلايل برايتـان آشنا بود، خـود را
سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد
ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد.

1- اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد، چنين نيز خواهد شد بسـيـاري از زنـان نـاامـيديـهاي رومانتيكشان آنها را متقاعد نموده كه براي ايـنـكه مـورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند، به صـورت ذاتي چيزي درونشان وجود ندارد. آنها مثلا ميگويند: ''كي حاظر ميشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها ميمونم.''

بطور واضح چنين زناني همانند من و شما شايسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواريم!) اما آنها داراي مشخصه اي ترسناك مي باشند كه مي تـوانـد بـراي سـالهاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد: ''پيشگويي كامبـخش.'' يعني مسـئـلـه اي واقعـيـت مي يابد چون مردم انتظار واقعـيتش را داشته و بگونه اي رفتار ميكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پيشگويي كامبخش مسري نيست اما سبب ميگردد تا ارتـباطات بالقوه به سويي مخالف بحركت درآيـنـد. آن يـك بيـماري مـوذي اسـت. بـطور فيزيكي، بيمار را دست نـخورده باقي ميگذارد. اما هر قدر فردي بيشتر بگويد، ''من هرگز عشقي نخواهم يافت،'' احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش ميابـد. بـطور متـضـاد، هـر اندازه افق ديدگاه كسي روشنتر باشد -- '' من چنـان آدم شـاداب و بـا طراوتي هستم كه حتما همدمي پيدا خواهم كرد'' -- پيشگويي آينده رومانتيك او نيز روشنتر خواهد بود.

اگر شما جزء كساني هستيد كه افكارشان از دريغ و افسوس پر شده است،دست بكار شويد: مجله اي تاسيس كنيد. هر روز چيزي دوست داشتني درمورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي تـوانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود هم فكري نماييد تا آنها بتوانند دلايلي كه فكر مي كـنند باعث خوشبختي يك مرد با داشتن شما ميگردد را بيان نمايند. علت اين تقاضاي خـود را براي آنها بيان كنيد، آنـها نـيـز احتمالا از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـكـري مـنـفـي در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فكري مثبت جايگزين نماييد.

2- ايده بد بودن همه مردان را لگد كوب كنيد
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسيع يافت ميشوند. نـكتـه ايـن اسـت كـه بـيـاموزيـد يـك مرد شايسته را هم تشخيص دهيد و هم بخواهيد. سحر يكي از دوستان من ميگويد: ''چنـدين سال جذب مرداني ميشدم كه ماموريتشان اذيـت كردن من بود. از زد و بندهايشان معلوم بود. وقتي ميگفتند با من تماس ميگيرنـد هيچگاه اين كار را انجام نميدادند، مرتب دروغهاي احمقانه به هم ميـبافتـند، مي گفتند كه مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان ديگر مي رفتـنـد. حـتي يكي از آنهـا مي خواست بهترين دوست من را از راه بدر كند.'' سحر مرتب سرزنش ميكـرد كـه رابطه هايش مملو از تقلب و فريبكاري بوده است: هيچ مردي نمي تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اينكه او در مراسم عروسي دختر عمويش شركت كرد. او گفت: ''سـامان، داماد عسل، بهترين مرد دنياست او حـتما عسل را خوشبخت و براي خوشحال كردن او زندگي خواهد كرد. وقتي برق شيرين و دوست داشتني چشمان سامان را ديدم، با خـودم عهد بستم كه روزي با مردي آشنا شوم كه همانند گنجينه به من نگاه كند.''

سحر وقفه اي در روابط خـود ايـجاد نموده و درباره وسـواس فـكريش نـسبت به مردان بد كمي به تفكر پرداخت. او ميگويد: ''پدرم آدمي خوشگذران و به عنـوان يـك شـوهر و يـك پدر سرد و بي مسؤليت بود. وقتي 10 سال داشتـم مـا را تـرك كـرد. بعد از آن گه گاهي كه او را ميديدم، براي جلب توجه او چرخ و فلك مـيرفتم. وقتي براي داشتن دوست پسر بـه انـدازه كـافي بـزرگ شـدم، بصورت مجازي با افرادي ارتباط برقرار مي كـردم كـه داراي اخلاقيات پدرم بودند. زمانيكه به خودم آمدم و فهميدم كه چه كاري دارم انجـام ميدهـم، بـا مرداني روبرو شدم كه آنچنان هم زرق و برقي و غير قابل اطمينان نبودند.''

امروز سحر نامزد دارد -- شخصي هم تيپ سامان. او ميگويد: '' نميتوانم باور كنم كه آن هـمه وقـت را با مرداني تلف كردم كه همانند يك شيء بي ارزش با من رفتار ميـكـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فكر ميـكنم در نهايت به من آموخت كه قدر يك مرد خوب را بطور حقيقي بدانم.''



- بعد از من تكرار كنيد: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نيست
وقتي سارا، يك گرافيست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـويـي رويايي به حقيقت پيوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعيد ميبايست همه كارها را با هم انجام ميدادند. سعـيـد ايده متفاوتي داشت. سارا ميگفت: '' تصور ميكردم وقتي به هم رسيديم، سعيد بازي بيليارد دو بار در هفته و نيز بيرون رويهاي بعد از كار خـود را با دوستانش كنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زيادي برايمان باقي نمي گـذاشت. نبايد اين وقت اندك را تلف ديگران ميكرديم.''

اينكه از شريك زندگي خود بـخواهيد 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرايانه و منـصـفـانـه نـيـسـت، بـا ايـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسيـاري از زنان اگر مردشان نيازهايي داشته باشند (مثلا كارها و يا خلوت هاي مردانه) كه نتوان بوسيله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شكستگي و ترك شدگي مينمايند.

سستي و نيازمندي سارا منجر شد به اينكه سعيد احساس كند گويي تحـت بازداشت خانگي قرار دارد. و فرقي ندارد كه زندان چقدر با شكوه و مـجلل بـاشـد، زنـداني بالاخره ميخواهد خود را رهايي دهد. بين زوجين شكاف و جدايي ايجاد ميشود.

شاداب ترين زن و شوهرها براي رشـد يـافتـن به يكديگر اجازه نفس كشيدن مي دهند. هرقدر جدايي زندگي آنها پوياتر باشد (در زمينه هاي مشاغل، سرگرمي ها، دوستان)، وقتي بهم ميرسند مجبور خواهند بود مقدار بيشتري را با يكديگر تسهيم كنند.

4- مرتكب عهدشكني عاطفي نشويد
اين حياتي است كه شريك زندگيتان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد. اگر تمامي جوكهاي مورد عـلاقه و داستـانـهاي ''روزهاي بد گذشته'' خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران مرد خود تعريف كنيد، وقتي به خانه برميگـرديـد بـراي شوهرتان چه چيزي باقي خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژي هر فردي داراي ارزش و اهميت ويژه اي است و مـقـدار زيـاد آن در يـك رابـطه باعث تداوم مي گردد -- و اگـر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد بطور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطعمه خواهيد زد. بـدتر آن اسـت كـه تـوسـط بـرقـراري رابطه با يك دوست و يا همكار مرد، اعـتـماد و اطـميـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـديـن ترتيب با بي وفايي او را آزار دهيد. آذر يـك سرآشپز 34 سـالـه ميـگويد: ''بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حميد و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نموديم. مشكل جدي نداشتيم، اما ديـگر او نـفـر اولي نبود كه وقتي اتفاقي خوب يا بد مي افتاد برايش تعريف ميكرم. اين افتخار نصيب رضا، همسايه مان، شده بود.''

آذر هيچگـاه بـا رضـا رابطه جنسي نداشت اما آنها رابطه اي صميمي را آغاز كرده بودند، مثلا آذر به سعيد گفته بود كه شوهرش موي مصنوعي بر سرش ميگـذارد و سـعـيد اين موضوع را به عنوان جوك در خانه همسايه ديگرش در كنار باريكيو مـطـرح نـمـود. حـمـيـد وقتي شنيد بالاي سر كباب و مشروب در خانه همسـايـه در مـورد مسـائـل خصوصي او مضحكه مي شـود، شـوكـه شـد و احـسـاس كـرد بـه او خيانت شـده. او همسرش را به بي وفايي متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرين دعواي ممكن بين زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل كردند، اما به آذر به بهاي گـزافـي يـادآوري شد كه ازدواج بايد رابطه شماره يك او در زندگيش قلمداد گردد.

5- اگر فكر ميكنيد كه هميشه حق با شماست، در اشتباه هستيد
وقتي شيرين، يك دختر 29 ساله از شيراز، با نامزد خود علي آشنا شد، خوشحال بود كه با او وجوه مشترك بسياري دارد. هر دو وكيل بودند، به ورزش شنا، اسكي و شطرنج عشق مي ورزيدند. همچنين هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـيـرين ميگويد: ''همه چيز علي خوب و كامل بود بجز يك عيب بسيار بزرگ. هميشه فكر ميكرد حـق بـا اوسـت و ميخواست حرفش را به كرسي بنشاند -- خواه اين كه كدام رستـوران همبرگر بهتري دارد و خـواه كـدامـيـك از مـا بـخاطر دعواي قبلي اول عذرخواهي كرده. آن چيزي كه خيلي دير متوجه شدم اين بود كه من هم بهمان بدي هستم. نمي توانستم قبول كنم كه فراموش كرده ام پيغام مهم تلفنيش را بـه او بـدهـم و يـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را بايد جدي مي گـرفتم. من دوست داشتم در شيراز بمانم و اين كل موضوع بود. او يا بايد من را ترجيح ميداد يا تهران را.''

علي تهران را تـرجيح داد. اگـر شـمـا و يـا شوهرتان هرگز نـتوانيد اشتباه خود را بپذيريد، ممكن است به كاميابيهاي كوچكي دست پيدا كنيد، اما هـرگز رضـايـت واقعي را بدست نخواهيد آورد. معذرت خواهي نشانه ضعف نيست بلكه عشق يعني گـهگاهـي مجبور شويد بگوييد كه متاسفيد.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:48 + نظر(0)
ارسال برای دیگران


هفته نامه سلامت :
دكتر محمد كياسالار
مي‌گويند <توماس اديسون> عاشق نمايش بود و عاشق نمايش‌نامه‌هاي شكسپير. او از وقتي 8 ساله بود، دلش مي‌خواست بازيگر تئاتر بشود و حتي در دوران نوجواني‌اش هم براي رسيدن به اين آرزو تلاش كرد اما موفق نشد. مي‌دانيد چرا؟ چون خجالتي بود! در زندگي‌نامه‌اش نوشته‌اند كه او سال‌ها به خاطر صداي زنانه‌اش خجالت مي‌كشيد در ميان جمع، صحبت كند. آن نوجوان خجالتي، خوشبختانه بازيگر تئاتر نشد و شد: توماس اديسون! همان اديسوني كه زندگي امروز را بدون اختراعات او حتي نمي‌شود تصور كرد... كودكان، ‌نوجوانان و جواناني كه امروز خجالتي هستند، در هيچ محضري امضا نكرده‌اند و به هيچ كسي تعهد نداده‌اند كه فردا و پس‌فرداي روزگار هم خجالتي و كمرو باشند.
-1 وقتي به يك محفل رودربايستي‌دار، مثلا به يك مهماني رسمي، دعوت مي‌شويد؛‌ وقتتان را طوري تنظيم كنيد كه زود برسيد. اين نكته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده‌اش اين است كه با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي‌شويد و كم‌كم ترستان از آن جمع مي‌ريزد. امتحان كنيد! وقتي يك جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي‌شود، حس خجالت‌تان خيلي كم‌تر است نسبت به وقتي كه ناگهان به يك مجلس شلوغ وارد مي‌شويد. معمولا آنهايي كه زودتر به چنين محافلي مي‌رسند، راحت‌تر با تازه‌واردها ارتباط برقرار مي‌كنند.
-2 دلتان مي‌خواهد وقتي به يك جمع وارد مي‌شويد، چگونه رفتار كنيد؟ خوش‌برخورد؟مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ و...؟ خب، همه اين‌ها را مي‌توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين كنيد. همه ما آدم‌ها كمي تا قسمتي بازيگريم. نقش‌آفريني جلوي دوربين شايد كار آساني نباشد ولي نقش‌آفريني در خلوت و در مقابل آينه مطمئنا كار آساني است. تمرين‌هاي مكرر اين چنيني، ناخودآگاهتان را به همان سمتي مي‌برد كه بيشتر تمرينش را مي‌كنيد و كم‌كم شما هم هماني خواهيد شد كه دلتان مي‌خواهد.
-3 ماشين يك نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي‌شود و حالا راننده منتظر است كسي بيايد كمكش كند و ماشين را هُل بدهد... همسايه‌تان دارد از بازار برمي‌گردد و دستش حسابي پُر است، زنبيل دارد از دستش مي‌افتد... پيرمرد مغازه‌دار، زورش نمي‌رسد به تنهايي، كركره مغازه را بدهد بالا... خب، چرا معطليد؟ مگر نمي‌خواستيد تمرين‌هاي ضد خجالت را شروع كنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يكي دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو كلمه است: كمك نمي‌خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو كلمه فراموش نكنيد.) نمي‌دانيد چقدر موثر است!
-4 از هم‌صحبت خودتان تعريف كنيد. اينكه ديگر كاري ندارد. هم آسان است، هم موثر. اغلب آدم‌ها وقتي ازشان تعريف مي‌كنيد،‌ ذوق مي‌كنند و بيشترشان آن‌قدر ذوق مي‌كنند كه به هيچ قيمتي حاضر نمي‌شوند هم‌صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تكنيك بايد مواظب مغزتان هم باشيد چرا كه ممكن است جاي دندان‌هاي كسي كه ازش تعريف كرده‌ايد، رويش باقي بماند. ضمنا،‌ هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر كمي دقت كنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يك چيزي پيدا مي‌كنيد كه قابل تعريف باشد. البته تعريفهايتان هم نبايد خيلي بي‌ربط باشد. مثلا وقتي كسي دارد درباره يك موضوع فلسفي با شما صحبت مي‌كند، خيلي بي‌ربط است اگر بگوييد:‌ <پيراهن‌تان چقدر قشنگ است>! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه‌مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت كنيد.
-5 ارتباط چشمي در برقراري يك ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابلتان نگاه كنيد، چه وقتي كه داريد صحبت مي‌كنيد، چه وقتي كه دارند با شما صحبت مي‌كنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يك ارتباط چشمي مناسب ناتوانيد، سعي كنيد به پيشاني طرف مقابل‌تان نگاه كنيد. از معجزه نفس‌هاي عميق هم غافل نشويد كه به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس‌هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي‌توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ‌كس نمي‌فهمد اين كار شما چه معنايي دارد. باور كنيد كه اصلا كسي حواسش به شما نيست. راحت باشيد.
-6 خيلي هم ايده‌آل‌گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكي كه شما تعريف مي‌كنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي كه مي‌زنيد، همه به‌به و چه‌چه كنند. براي هيچ‌كس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهاي خود‌شان را اين‌قدر دستِ‌ ‌بالا تعريف نمي‌كنند. وقتي در يك جمع حضور داريد، كسي از شما انتظار ندارد كه فوق‌العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است كه شما با آنها ‌همراه باشيد، فقط همين. اين را هم يادتان باشد كه خيلي از خانم‌ها و آقايان اصلا با آدم‌هاي پرحرف و شوخ و مجلس‌آرا ميانه خوبي ندارند. و يك خبر خوب ديگر براي خجالتي‌هاي عزيز: سكوت و كم‌حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ‌منشي‌تان مي‌گذارند و چه صفتي بهتر از فروتني؟ راستي يادتان باشد كه، در ملاقات اول‌تان با هيچ‌كس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصيتان را رو نكنيد. چه لزومي دارد؟ اين كار را متاسفانه بعضي‌ها براي پنهان كردن آن حس خجالت دروني‌ انجام مي‌دهند. غافل از اينكه ديگران، اين كار را غالبا اين‌طور تفسير و تعبير مي‌كنند كه فاعلان اين فعل، آدم‌هاي كم‌ظرفيت و سرخورده يا آدم‌هاي گوشه‌گير و تنهايي هستند.
-7 هيچ‌وقت هيچ‌كس را تحقير نكنيد و خصوصا در حضور جمع از چنين كارهايي پرهيز كنيد. همه ما آدم‌ها به آرامش و كمك ديگران احتياج داريم، نه به دشمني و آزار و اذيتشان. مطمئنا وقتي شما كسي را تحقير يا مسخره كنيد، او هم به دنبال بهانه‌اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران كند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي برايتان نفرستند. موقع انتقاد كردن از اين و آن هم، يادتان باشد كه نبايد از هيچ‌كس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد كنيد. وقتي ارتباطتان با دور و بري‌ها دوستانه و صميميانه باشد، آنها هم براي رفع مشكلات‌تان و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما كمك خواهند كرد.
-8 قرار نيست كه يك‌شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله‌گو و پرحرفي كه مجلس آرايي مي‌كند و... اين حتي با تلاش‌ شما هم به سرعت به دست نمي‌آيد. آدم‌ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن يك مهارت است كه با تمرين به دست مي‌آيد. به تكنيكهاي ضد خجالت هم بايد يكي يكي تسلط پيدا كنيد. وقتي انرژيتان را در هر مقطع زماني روي يك يا دو مهارت بخصوص مي‌گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي‌رسيد. مثلا پيش‌دستي در سلام گفتن را بايد تمرين كرد. وقتي به آن تسلط پيدا كرديد، شروع صحبت با لبخند را تمرين كنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال كمك به ديگران، كمك به ساير خجالتي‌هاي جمع، تعريف‌هاي بجا و . . . . هم همين طور. به دست آوردن يك مهارت ممكن است يك سال طول بكشد، در حالي كه به دست آوردن يك مهارت ديگر، ممكن است فقط دو روز وقتتان را بگيرد. هرچه سخت‌تر به دست بياوريد، سخت‌تر از دست مي‌دهيد. اين يادتان باشد!
-9 هميشه آماده و به‌روز باشيد. مطلع و گوش به زنگ. كتاب بخوانيد، روزنامه، مجله، اينترنت و . . . اخبار روز دنيا را پيگيري كنيد. اخبار هنري،‌فرهنگي، علمي، سياسي و . . . داشتن اين اطلاعات به شما كمك مي‌كند كه هميشه حرف‌هاي شنيدني در آستين داشته باشيد. سوال‌هاي حاضر و آماده هم غنيمتند. از اين قبيل سوال‌ها هميشه همراه داشته باشيد. طرح يك سوال صميمانه و مودبانه معمولا نقطه شروع مناسبي براي ورود به بحث ديگران است و هر قدمي هم در چنين هم‌كلامي‌هايي برداريد، مطمئنا قدم بعدي آسان‌تر و آسان‌تر مي‌شود. از سليقه‌ها و علاقه‌هاي دوروبري‌هايتان هم بايد باخبر باشيد. اين‌طوري راحت‌تر مي‌توانيد هم‌صحبت‌شان شويد. وقتي مي‌خواهيد سر صحبت را با يك جماعتي باز كنيد يا وقتي كه مي‌خواهيد در يك بحث گروهي شركت كنيد، بايد اين را ارزيابي كنيد كه آيا آنها هم مايلند حرف‌هاي شما را بشنوند و اصلا آيا شما خوب به حرف‌هاي آنها گوش داده‌ايد يا نه. بي‌محابا حرفشان را قطع نكنيد. بهتر است مودبانه و آرام‌آرام به هر بحثي وارد شويد.
-01 اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت‌هاي جمعي ترجيح مي‌دهيد. خب، مي‌توانيد از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم‌هايي كه تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه‌شان با هنرآموزي جور است. روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، ‌نقاشي، ‌خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفستان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي‌توانيد كتاب بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد. روزنامه، مجله، برنامه‌هاي آموزشي، اينترنت و... به زودي، روزي مي‌آيد كه بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده كنيد

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:48 + نظر(0)
ارسال برای دیگران


افزايش ميزان ظرفيت و تحمل خود: مى توان با تكنيك هايى مثل سراب دريايى بدون اينكه در مقابل انتقاد ديگران جبهه بگيريم آنها را پذيرفته از خود عبور دهيم و انرژى خود را صرف جدال با همكاران نسازيم.
1ـ سعى درجلوگيرى ازتظاهر: دروغ وتظاهر معمولاً دروغ وتظاهر ديگرى را مى طلبد و سيكل معيوب طى مى شود ودرفرد احساس گناه ايجاد مى كند وانرژى روانى فرد را به هدر مى دهد.
2ـ سعى درجلوگيرى ازعجله وشتابزدگى دركارها: عجله وشتابزدگى دركار معمولاً باعث تضعيف تمركز فرد شده، سلامت كار را زير سؤال مى برد واطمينان وآرامش را ازفرد مى گيرد.
3ـ پرهيز ازمقايسه خود با ديگران : هركدام ازما از نظر هوش، استعداد، تواناييها، جايگاه وموقعيتى كه داريم منحصر به فرد هستيم و تواناييهاى مان با ديگران فرق مى كند پس نتيجه مادى ومعنوى زندگى مان نيز با ديگران متفاوت خواهد بود. مقايسه تمامى فاكتورها ميسر نيست لذا نتيجه را با ديگران مقايسه نكنيم كه باعث تضعيف روحيه خود گرديم.
4ـ با خود رابطه خوب داشتن: خودمان را بپذيريم وبه خودمان احترام بگذاريم.
5ـ خودگويى هاى منفى را كم كردن: ما بدشانسيم، ما محكوميم، سرنوشت غم انگيزى داريم، همه درصدد تضعيف ما هستند واين جور جملات را به كار نبريم.
6ـ خودگويى هاى مثبت را زياد كردن: به خود اميدوارى بدهيم، هميشه هم موقعيت به ضررما نبوده، دراكثر مواقع خوب عمل كرده ايم، خود را تشويق كنيم.
7ـ براى خود انگيزه فراهم كردن: سعى كنيم به يادگيرى هاى جديد بپردازيم و خود را شكوفا كنيم، به كامپيوتر، اينترنت، به موسيقى، به ورزش ، به گل كارى، به تفريح جديد.
8ـ خود را به خلاقيت تشويق كردن: سعى كنيم لحظه به لحظه تازه تر ونوتر عمل كنيم، كارمان را، حرف مان را، حتى كلمات مان را متفاوت ازدفعه قبل ادا كنيم.
??ـ سعى در احساس مفيد بودن ومددكار بودن: با كمك به ديگران هم عاطفه مثبت آنها را برمى انگيزانيم ودرآنها احساس خوشايند ايجاد مى كنيم وهم عزت نفس خود را بالا مى بريم ودركل اجتماع مان را مى سازيم.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:47 + نظر(0)
ارسال برای دیگران


ضرب المثل معروفي است كه مي گويد :''دوستان جديد مثل نقره هستند و دوستان قديمي مانند طلا . '' البته اين گفته در مورد همه دوستانمان صدق نمي كند اما براي مواردي كه درست است بايد بسيار خوشحال باشيم .

بعضي از دوستان فقط به هنگام شادي ها در كنارمان هستند و برخي ديگر هر وقت كه مشكلي پيش مي آيد فورا'' به كمكمان مي آيند . دوستان واقعي كساني هستند كه هر دو جنبه را دارند ، يعني از شادي ما شاد و از غم و اندوه ما غمگين مي شوند .

بعضي از دوستان فقط از ما حمايت مي خواهند و برخي ديگر فقط مي خواهند از ما حمايت كنند . دوستاني انتخاب كنيد كه هم به هنگام نياز در كنارتان باشند و هم هنگامي كه آنها به شما نياز دارند بتوانيد در كنارشان باشيد .

با جنس مخالف مهربان باشيد و با آنها نيز برخوردي دوستانه داشته باشيد زيرا آنها هم مانند شما حساس و آسيب پذيرند ، با اين تفاوت كه مردها بهتر از زنها مي توانند اين مسئله را پنهان كنند .

در روابط با ديگران خويشتن داري هميشه يك فضيلت و خصلت خوب است . همواره در عين حال كه كاملا'' صداقت داريد با ادب و نزاكت نيز باشيد .

در همه روابط موفق هميشه رگه هايي از سازش وجود دارد . بايد بپذيريم كه هميشه نمي توانيم هر چيزي را كه مي خواهيم به دست آوريم و گاهي آن چيزي كه گمان مي كنيم بسيار مهم است در واقع ارزش چنداني هم ندارد .

در زندگي گاهي پيش مي آيد كه كساني را دوست داريم اما آنها ما را دوست ندارند . در واقع آنها به عشق ما نيازي ندارند .

ممكن است يك مرد با شما همانطور رفتار كند كه با مادرش رفتار مي كند .

اكثر مردها از زناني كه شاد هستند و خودشان را دوست دارند خوششان مي آيد .

مرد ها دوست دارند وقتشان را با زني بگذرانند كه خودش را خوب مي شناسد و مي داند چه مي خواهد ، مهربان و دوست داشتني باشد ، شنونده ي خوب و شوخ طبع باشد .

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:46 + نظر(0)
ارسال برای دیگران

قورباغه راقورت بده!

برداشتی از کتاب برایان تریسی-

21 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان.

در این کتاب مهمترین و سخت ترین کار در زندگی به قورباغه ای تشبیه شده که شما مجبورید در هر حال آن را بخورید.همان کاری که اگر همین الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد برای انجام آن تنبلی خواهید کرد.
به قول قدیمی ها اگر قرار است 2 قورباغه را بخورید اول آنکه زشت تر است بخورید. یعنی اول کار سختتر را انجام دهید.
در اینجا مراحل خوردن ای قورباغه زشت! را برای شما به صورت بسیار خلاصه می آوریم:

1- سفره را بچینید
هدف را مشخص کنید.برای این کار می توانید افکار خود را روی کاغذ بیاوریدو برای انجام آنها زمان تعیین کنید.و از مهمترین کار شروع کنید.

2-برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید.
بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می کند حتی زمانی که در خواب هستید.
3-
قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید.
همیشه 20 در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و 80 در صد کم اهمیت.
افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این 20 درصد را که ظاهرا سخت تر هست انجام میدهند.یعنی خود را مجبور می کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند.

4-پیامد کارها را در نظر داشته باشید
دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید.تفکر دراز مدت تصمیم گیری های کوتاه مدت را بهبود می بخشد.فکر مدام به نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن میتوانید اولویت های حقیقی خود را در زندگی تعیین کنید.

5-روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید.
کارهای خود را اولویت بندی کنید.

6-روی اهداف اصلی تمرکز کنید
در این راه با دیگران مشورت کنید

7-به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید
هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد.پس قورباغه هایی را بخورید که مهمترین نقش را در پیشبرد اهداف شما دارند.


8-پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید
وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیاز دارید دم دستتان بگذارید.تمیز و مرتب بودن احساس مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می دهد.


9-همیشه یک شاگرد باقی بمانید
یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه ای است.همیشه در حال آموختن باشید.


10-استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
مدام این سوال را از خود بپرسید:در چه کاری واقعا از دیگران بهتر هستم؟از چه کارهایی بیشتر لذت می برم؟تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟
سپس در زمینه های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید.


11-محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید

موانع پیشرفتتان را مشخص کنید.روزتان را با هدف از میان بر داشتن این عامل شروع کنید.


12-هر بار یک بشکه جلو بروید
یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست.قدم به قدم پیش روید.

13-خودتان را تحت فشار بگذارید
نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد.نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید.
باید خودتان قورباغه هایتان را انتخاب کنید و بخورید.

14-قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید.مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ساعات انجام دهید.

15-خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
مرتب به خودتان بگویید:من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران بگویید:عالی هستم.خوشبین باشید.

16-روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه های زشت تمرکز کنید.کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید.انجام ندهید!


17-اول سختترین کار را انجام دهید
به این ترتیب روز ی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا


18-کار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید.
قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید.(روش بریدن کالباس)


19-وقت بیشتری ایجاد کنید
زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید.هر دقیقه را به حساب بیاورید.


20-سرعت انجام کار را افزایش دهید
منتظر زمان مناسبتر نمانید.این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید:همین الان کار را انجام بده.

21-هر بار یک کار مهم انجام دهید
کار را متوقف نکنید.برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر میدهد.خودتان را موظف کنید تا بی وقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:46 + نظر(0)
ارسال برای دیگران

قورباغه راقورت بده!

برداشتی از کتاب برایان تریسی-

21 روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان.

در این کتاب مهمترین و سخت ترین کار در زندگی به قورباغه ای تشبیه شده که شما مجبورید در هر حال آن را بخورید.همان کاری که اگر همین الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد برای انجام آن تنبلی خواهید کرد.
به قول قدیمی ها اگر قرار است 2 قورباغه را بخورید اول آنکه زشت تر است بخورید. یعنی اول کار سختتر را انجام دهید.
در اینجا مراحل خوردن ای قورباغه زشت! را برای شما به صورت بسیار خلاصه می آوریم:

1- سفره را بچینید
هدف را مشخص کنید.برای این کار می توانید افکار خود را روی کاغذ بیاوریدو برای انجام آنها زمان تعیین کنید.و از مهمترین کار شروع کنید.

2-برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید.
بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می کند حتی زمانی که در خواب هستید.
3-
قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید.
همیشه 20 در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و 80 در صد کم اهمیت.
افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این 20 درصد را که ظاهرا سخت تر هست انجام میدهند.یعنی خود را مجبور می کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند.

4-پیامد کارها را در نظر داشته باشید
دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید.تفکر دراز مدت تصمیم گیری های کوتاه مدت را بهبود می بخشد.فکر مدام به نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن میتوانید اولویت های حقیقی خود را در زندگی تعیین کنید.

5-روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید.
کارهای خود را اولویت بندی کنید.

6-روی اهداف اصلی تمرکز کنید
در این راه با دیگران مشورت کنید

7-به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید
هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد.پس قورباغه هایی را بخورید که مهمترین نقش را در پیشبرد اهداف شما دارند.


8-پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید
وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیاز دارید دم دستتان بگذارید.تمیز و مرتب بودن احساس مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می دهد.


9-همیشه یک شاگرد باقی بمانید
یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه ای است.همیشه در حال آموختن باشید.


10-استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
مدام این سوال را از خود بپرسید:در چه کاری واقعا از دیگران بهتر هستم؟از چه کارهایی بیشتر لذت می برم؟تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟
سپس در زمینه های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید.


11-محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید

موانع پیشرفتتان را مشخص کنید.روزتان را با هدف از میان بر داشتن این عامل شروع کنید.


12-هر بار یک بشکه جلو بروید
یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست.قدم به قدم پیش روید.

13-خودتان را تحت فشار بگذارید
نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد.نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید.
باید خودتان قورباغه هایتان را انتخاب کنید و بخورید.

14-قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید.مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ساعات انجام دهید.

15-خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
مرتب به خودتان بگویید:من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران بگویید:عالی هستم.خوشبین باشید.

16-روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه های زشت تمرکز کنید.کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید.انجام ندهید!


17-اول سختترین کار را انجام دهید
به این ترتیب روز ی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا


18-کار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید.
قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید.(روش بریدن کالباس)


19-وقت بیشتری ایجاد کنید
زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید.هر دقیقه را به حساب بیاورید.


20-سرعت انجام کار را افزایش دهید
منتظر زمان مناسبتر نمانید.این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید:همین الان کار را انجام بده.

21-هر بار یک کار مهم انجام دهید
کار را متوقف نکنید.برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر میدهد.خودتان را موظف کنید تا بی وقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:46 + نظر(0)
ارسال برای دیگران


اکـثـر خـانـمها برای بدست آوردن مرد مورد نظر خود از
حـس رقابت بسیار زیادی برخوردار هستند. مثل این
اسـت کـه آقایون بدون اینکه واقعا قصد چنین کاری را
داشـته باشند دارای نوعی کشش غریزی خاص برای
جذب خانم ها بـه رقـابـت هسـتـند. اگـرچـه بـعضی از
خانم هـا هنگامی که متوجه شوند همسر آنها با فرد
دیـگری ارتباط برقرار کرده است موقرانه صحنه را ترک
مـی کنند ولی بسیاری از خانمها چنین موقعیتی را
مثل یک میدان جنگ تصور می کنند که هیچ چاره ای جز مبارزه در آن را ندارند. در حقیقت آنها تصور می کنند مردهایی که از جانب خانمها توجه بیشتری را به خود جلب می کنند از سایر مردها برتر هستند. اما دلیل تمام این مسائل چیست؟ چرا خانمها برای بدست آوردن آقایون با یکدیگر چشم و هم چشمی می کنند؟

عشق
ـ
کم اهانت آمیزترین و بدیهی ترین دلیل این است که خانمها عمیقا عاشق هستند. اگر خانمی واقعا معتقد باشد که یک مرد بخصوص می تواند همسر ايده آل او در آینده باشد و آنها در میانه راه برای رسیدن به یکدیگر قرار داشته باشند، خانم مورد نظر از هیچ کاری برای پایان بخشیدن به این راه دریغ نخواهد کرد. این حقیقت که مرد مورد علاقه آنها درگیر رابطه با خانم دیگری است برایشان هیچ اهمیتی ندارد زیرا تصور می کنند که او با شخص مناسب ارتباط ندارد و دیر یا زود خودش متوجه این مطلب می شود.

چنین زن هایی سعی می کنند تا نقص ها، عیوب، ضعف ها و کاستی های خانم دیگر را پیدا کنند و از آنها به عنوان وسیله ای در راه رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. او فکر می کند که اگر خانم دیگر در ذهن آقا بد جلوه کند به خودی خود تصویر ذهنی خودش برای آقا خوب خواهد شد. او حتی ممکن است تا حد فحش دادن و تهدید کردن خانم دیگر پیش رود زیرا تصور می کند که انجام چنین اموری او را در راه رسیدن به هدفش کمک خواهد کرد.

شاید در نگاه اول مردها از چنین روشی استقبال کنند اما بعد از مدتی به کارهای او بی اعتنایی خواهند کرد و او را فردی متجاوز و چاپلوس تلقی می کنند و او از این طریق نمی تواند به اهداف شوم خود دست پیدا کند. عشق حقيقي را نمی توان با اتکا به نفرت، تزویر و حقه بازی بدست آورد.

قدرت
ـ
بعد منفور جنس مونث در رقابت هایش هیچ ارتباطی به عشق ندارد و تنها به خاطر کسب قدرت می باشد. متاسفانه در جهان امروزی تعداد بسیار زیادی از خانم های تشنه قدرت وجود دارند که از تصاحب مردانی که متعلق به دیگران هستند لذت می برند. بله این حقیقت است: زیان زدن و آزردن خانم های دیگر باعث ایجاد خوشی و مسرت در آنها می شود. البته دردآورترین جای قضیه این است که آنها ممکن است به مردی که برای رسیدن به او تلاش می کنند به هیچ وجه علاقه نداشته باشند و در اکثر موارد مردها جزء آخرین افرادی هستند که از این مطلب با خبر می شوند. شاید آقایون تصور می کنند این عشق شدید از یک علاقه خالص نشئت می گیرد و این مطلب که آنها تنها وسیله ای برای رسیدن به اهداف خانم ها (دست یابی به قدرت) هستند، به ذهنشان هم خطور نمی کند.

ما در این قسمت هشدارهای لازم را به آقایون دادیم. از این پس با خود شماست که تشخیص دهید آیا عشق یک زن نسبت به شما واقعی است و یا نه تنها قصد او به بازی گرفتن احساسات شماست. یکی از راههای مناسب برای روشن شدن مطلب این است که واکنش های او را در زمانی که شما در حال گفتگو با خانم های دیگر هستید زیر نظر بگیرید. اگر رابطه شما با خانم دیگر معقول باشد و هیچ چیز خاصی بین شما دو نفر رد و بدل نشود خانم شما نباید بیش از اندازه از خود واکنش های غیر معمول نشان دهد.

میوه ممنوعه

هوا و هوس برای رسیدن به چیزهایی که انسان از آنها منع می شود از دیگر عوامل برانگیزاننده حس رقابت در خانم ها به شمار می رود. اگر دلایلی وجود داشته باشد که از رسیدن زنها به یک مرد خاص جلوگیری کند حس رقابتشان برای تصاحب مرد موردنظر بیدار می شود. بسیار ساده است آنها تنها به دنبال چیزی هستند که نمی توانند آنرا داشته باشند.

عوامل بسیار زیادی مثل ثروت، وضعیت ظاهری و تاهل می تواند یک مرد را برای خانم ها تبدیل به میوه ممنوعه کند. البته همه آقایون به خوبی می دانند که تا چه حد می توانند از این مطلب به نفع خود استفاده کنند. خود را دست نیافتنی جلوه دهید تا خواستنی تر به نظر برسید. البته من پیشنهاد نمی کنم که برای رسیدن به این هدف در انگشت خود از حلقه ازدواج استفاده کنید زیرا متاهل بودن شاید بتواند تا حدودی نظر عده اندکی از خانم ها را به خود جلب کند اما هنوز تعداد بسیار زیادی از خانم ها وجود دارند که برای رابطه دیگران ارزش قائل هستند.

مردهای خوب کم یاب شده اند

یکی از دلایل دیگری که خانم ها برای رسیدن به مردها با یکدیگر رقابت می کنند این است که آنها معتقدند که تمام مرد های خوب توسط خانم ها تصاحب می شوند. به این معنا که اگر مردی متاهل است و یا در حال ازدواج پس او مرد ایده آلی است، و اگر مردی مجرد باشد، تنهایی او دلیل خاصی دارد. این نوع استدلال ها باعث به وجود آوردن یک چرخه نادرست می شود که در آن مجردها همانطور مجرد باقی می مانند و آنهایی که متاهل هستند به دلیل توجه نابه جا و افراطی از سوی خانم های دیگر همیشه در حال قطع روابط خود و برقراری روابط جدید هستند.

شما می توانید از این طرز فکر خانم ها به نفع خود استفاده کنید. چگونه؟ بسیار ساده است. فقط کافی است آرام باشید و به صندلی خود تکیه دهید، به زودی متوجه خانم هایی که از آسمان برای شما به زمین می آیند، خواهید شد. فقط باید خونسردی خود را در تمام شرایط حفظ کنید و طوری رفتار کنید مثل اینکه آنها توجه شما را به خود جلب نکرده اند. این کار باعث می شود که در نظر خانم ها تبدیل به مردی شوید که برای آنها غیر قابل اجتناب است.

( ادامه مطلب )


|لينك ثابت| نوشته شده توسط آرمین در 22/4/1389 و ساعت 02:45 + نظر(0)